سلطان محمد مطربي سمرقندي
285
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 71 » ] [ دوستى بوستان خانى ] [ زندهء 1028 ق / 1619 م ] دوستى ، تخلّص لطيف جناب سيادتمآب ، مير دوستى بوستان خانى است . از فضلاى مشهور پرزور سمرقند است . فاضلى است موزون و سخنان او ، چون درّ مكنون ، آويزهء گوش جان را لايق و گردن بندهء ناتوان را ، موافق . صورت خوب و سيرت مرغوب دارد و به خوبى صورت و حسن سيرت ، دلهاى محبّان را ، صيد مىنمايد . تحصيل علوم نموده ، به مرتبهء مولويّت رسيده ، در فنّ اشعار ذو فنون گرديده و از عروض و قوافى ، حظّ وافى دارد و معمّيات مشكله را بر وجه تسهيل مىگشايد و در گفتن مضمون ، يد بيضا مىنمايد و اين مطلع را ، به جهت سرتراش پسرى ، عجايب پاكيزه و موجّه گفته است : مطلع : نگار سرتراش من كه دلخواه است تصويرش * رُخش آيينه است و كاكل پرپيچ زنجيرش و اين غزل نيز ، نتيجهء طبع سليم و ذهن مستقيم اوست :
--> ( 71 ) . مير دوستى سمرقندى ، شاعر تاجيك سدهء يازدهم هجرى ، تاريخ تولد وى دانسته نيست ، اما در سمرقند چشم به جهان گشود و در همانجا به تحصيل پرداخت و از مولانا مشفقى دانش آموخت و به هند سفر كرد و چندى در خدمت عبد اللّه خان فيروز جنگ حاكم گجرات به سر برد و پس از آن به خدمت عبد الرحيم خان خانان درآمد . عبد النّبى فخر الزمان قزوينى وى را در 1028 قمرى در كشمير ديده است و گفته كه ديوان وى داراى 8000 بيت شعر بوده است ، اما از اين اشعار تنها ساقىنامهاى در 120 بيت در تذكرهء ميخانه آمده است : تذكرهء ميخانه ، ص 661 - 668 ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 514 ؛ شرح احوال و آثار عبد الرحيم خانخانان ، ص 336 - 337 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 596 و 2 / 816 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 396 ؛ مآثر رحيمى ، 3 / 63 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 346 ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 514 .